تبلیغات
๛چند لحظه ... - من اومدم ( وا نیومدی ... !! )

๛چند لحظه ...

حــــــــــــرص نخور ،،، کفن جیــــــــــــب نداره ...

من اومدم ( وا نیومدی ... !! )
بـــــه نام خدا

سلاااااااااااااااااااااااااام ، خوبیـــــــــــــــن ؟؟؟؟ آقا { به قول الهه 81% } من اون شبی سخت جو گیر شده بودم ،

اعصابم خورد ...
ناراحت و غم به ناک ... اصن نمی دونستم دارم چکار می کنم ...

ایقد ناراحت بودم که چنین فکر شومی ، وای وای وای ، زبونم لال دوری از شما به کله م زد ...
نچ نچ نچ

با خودم می گفتم : آقا { بازم به قول الهه 81%
} وقتی خودم ناراحتم ، رفیقام چه گناهی کردن ؟؟ تا برم از من راحت شن ...

ایقد پست غمگین میذارم .... اینا هم دلشون گرفت خو ... ولی خدایی ، وبم خیلی کسل شده بود ...


آخه آدمی که خودش ناراحته چه جوری می تونه شاد بنویسه ؟؟
ولی الآن خدا رو شکر خیلی خیلی خیلی بهترم ...

یه حرف قشنگی زد داداش امیر ، گفت : همه ما با هم بودیم ،همه ما با هم رشـــــــــد کردیم !!!
لایک می خواد این حرفش ...

حالا من :

راس میگه من از وقتی که وبلاگ زدم ، 5 کیلو اضافه وزن پیدا کردم و یه 1،1.5 سانتی متری هم اضافه قد ...

از لحاظ عقلی هم رشد پیدا کردم ،
( آبجی بزرگه : آره جونه خودت !! ) ( من : جون مادرشوهرت !! ) (آبجی بزرگه : جون خواهر شوهرت ... )

(من : آآآآآبجــــــــــی دمت گرم ، اینو خوب اومدی ...
بزن اون دست قشنگه رو به افتخار آبجیم )

چی داشتم می گفتم ؟؟
آهـــــــــــا غلاصه ، من حالا حالا هستم ... من دفه آخرمه که خداحافظی می کنم ،

شما هم تو رو خدا از این کارا نکنید که قلبم ضعیفه ...

زهرا هم یه حرف قشنگ زد :
ببین الهام ما هممون رفتنی هستیم ..مگه نه ؟
خب وقتی دیر یا زود ماهم میریم اینکه دیگه ناراحتی نداره ....

البته درکت میکنم بخدا میفهمم حالتو حستو اینکه نمیتونی فراموشش کنی ....
اما باید کنار اومد ...... اون فقط یه کم زودتر از ما رفته ....
فرقش همینه ......... این دنیا همه چیزش سختیه .... باید با سختی هاش ساخت ...
جلوشون واستاد ..... با خدا که باشی منهای هرچیزی میتونی زندگی کنی ....

الی یه پست قشنگی تو وبلاگش گذاشته بود این بود :

گاهــی باید نباشــی ... تا بفهمــی نبودنت واسه کی مهمه ...

 اونوقته که میفهمی بایــد همیشه با کی باشی ....؟!

من الآن فهمیدم واسه کیا مهمم ، باید قدر کیا رو بدونم ، الآن فهمیدم واسه همیشه باید با کیا باشم ...


رو پست پایین هم کــــامل خط کشیدم ...

معذرت می خوام ...

الی در آخر نوشت : نگا دستا من ؛ تازه نصف انگشتام هم هنوز چسب زخم نزدم ... اوووووووووووخخخخخخ ســــــــــــــــــــــــــوززززززززززززز میده ....






اینم کارای آبجیمـــــــه !! 




طبقه بندی: هویجوری،

[ دوشنبه 16 بهمن 1391 ] [ 01:13 ب.ظ ] [ الـهامツ ]

[ نظرات() ]