تبلیغات
๛چند لحظه ... - ▀▄کوزه ی ترک خورده▀▄

๛چند لحظه ...

حــــــــــــرص نخور ،،، کفن جیــــــــــــب نداره ...

▀▄کوزه ی ترک خورده▀▄
یک پیرزن چینی دو کوزه ء آب داشت که آنها را به دو سر چوبی که روی دوشش می گذاشت ، آویخته بود و از این کوزه ها برای آوردن آب از جویبار استفاده می کرد.
یکی از کوزه ها ترک داشت ، در حالیکه کوزه دیگر بی عیب و سالم بود و همه ء آب را در خود نگه می داشت.
هر بار که زن پس از پر کردن کوزه ها ، راه دراز جویبار تا خانه را می پیمود ، آب از کوزه ای که ترک داشت چکه میکرد و زمانی که زن به خانه می رسید ، کوزه نیمه پر بود.
دو سال تمام ، هر روز زن این کار را انجام میداد و همیشه کوزه ای که ترک داشت ، نیمی از آبش را در راه از دست میداد.
البته کوزه ء سالم و بدون ترک خیلی به خودش می بالید.ولی بیچاره کوزه ء ترکدار از خودش خجالت می کشید.
از عیبی که داشت و از این که تنها نیمی از وظیفه ای را که برایش در نظر گرفته بودند ، می توانست انجام دهد.
پس از دو سال سر انجام روزی کوزه ء ترکدار در کنار جویبار به زن گفت : من از خویشتن شرمسارم زیرا این شکافی که در پهلوی من است ، سبب نشست آب می شود و زمانی که تو به خانه می رسی ، من نیمه پر هستم.
پیرزن لبخندی زد و به کوزه ء ترک دار گفت : آیا تو به گل هایی که در این سوی راه ، یعنی سویی که تو هستی ، توجه کرده ای ؟
می بینی که در سوی دیگر راه گلی نروئیده است.
من همیشه از کاستی و نقص تو آگاه بودم و برای همین در کنار راه تخم گل کاشتم تا هر روز که از جویبار به خانه بر می گردم تو آنها را آب بدهی.
دوسال تمام ، من از گل هایی که اینجا روئیده اند چیده ام و خانه ام را با آنها آراسته ام.
اگر تو این ترک را نداشتی ، هرگز این گلها و زیبایی آنها به خانهء من راه نمی یافت .


الی نوشت:هر یک از ما عیب ها و کاستی های خودمون رو داریم ولی همین کاستی ها و عیب هاست که زندگی ما رو دلپذیر و شیرین می کنه !

الی نوشت 2:مرسی از همه بابت تبریک تولد . واقعا نمیدونم چه جوری ازتون تشکر کنم . و مرسی از ژینوس بابت پستی که واسه تولدم گذاشت . واقعاً سوپرایزم کرد .





طبقه بندی: داستان،

[ دوشنبه 19 تیر 1391 ] [ 10:21 ق.ظ ] [ الـهامツ ]

[ نظرات() ]