تبلیغات
๛چند لحظه ... - کدوم منم ؟؟؟

๛چند لحظه ...

حــــــــــــرص نخور ،،، کفن جیــــــــــــب نداره ...

کدوم منم ؟؟؟
یه دوستی دارم که تقریباً 9 ماهه که با هم دوستیم .. .

ولی دوستیمون جوریه که انگار از لحظه ی تولد با هم بودیم ... .

باورتون نمیشه ولی از همه چیز هم خبر داریم ...

حتی میدونم الآن که دارم این پست رو می نویسم اون داره چه کاریو انجام میده !!

از حمام رفتن ... ناهار خوردن ... کتاب خوندن ... بیرون رفتن ... و کوچیک ترین کارهای همدیگه خبر داریم ...

می خوام اعتراف کنم بهترین دوستم تو این 14 سال و 60 ماهگی بوده !! ( سن خانوما از 14 سال بیشتر نمیشه فقط به ماه هاش اضافه میشه ! )

خیلی خیلی دوسش دارم ...

این دوستم .. بهتره بگم خواهر ! با هر کسی دوست میشد یه ضربه ی محکمی بش میزد ...

به خاطر همین تصمیم گرفته بود که با هیچ کس دوست نشه ! به هیچ کس اعتماد نداشت ... .

روز تولدم بم اس داد :

قشنگیه دنیا به اینه که دوستی ، یا نه ، خواهر ، یا نه ، کسی رو داشته باشی که بشه همه چیزت ...

دوست من ، خواهر من ، همه چیز من ، ( دختر خاله من ) ...

من کسی بودم که تو اوج نا امیدی و دوستی با کسی با خودم قهر کرده بودم چون همش شکست می خوردم

ولی تو که اومدی تو زندگیم ، معنی دوباره زندگی و دوستی رو چشیدم . تو بی نظیری

(( بی نظیر تولدت مبارک ))

باورش واسم سخته که آدمی تو این دنیا چنین احساسی به من داشته باشه !!

منی که از نظر my sister in law عزیزم یه آدم مغرور به نظر می رسم .. .

منی که از نظر ایشون یه آدم که همش تو خودشه .... یه آدمی که از همه فراریه !!!

یه آدم بی احساس ... یه آدم رُکــــــ !!!

خداییش من اینجوریه م ؟؟؟

از نظر شما من چه جور آدمیه م ؟؟ اخلاق خوبم چیه ؟؟ اخلاق بدم چیه ؟؟؟

همیشه تو برخورد اول با طرف مقابلتون خوب باشین ... تا با همون بار اول ازتون دور نشه ...

چه قد حرفیدم ... اُه اُه بوش میاد ... غذا رو می گم ! اولین سحری زندگیم رو درست کردم ....

برم خاموش کنم زیرشو که الآن زحماتم به هدر میره ...

تا سحر هم یه ساعت بیشتر نمونده پس نمی خوابم ...
( ساعت 03:05 دقیقه بامداد )




طبقه بندی: هویجوری، خاطره،

[ سه شنبه 18 تیر 1392 ] [ 01:38 ق.ظ ] [ الـهامツ ]

[ نظرات() ]


نمایش نظرات 1 تا 30